کاه‌گل

بوی باران... نه کاه‌گل است که به باران رنگ و بو می‌دهد... و اینجا کاه‌گلِ فضایِ بارانیِ دنیاست

کاه‌گل

بوی باران... نه کاه‌گل است که به باران رنگ و بو می‌دهد... و اینجا کاه‌گلِ فضایِ بارانیِ دنیاست

۲ مطلب در شهریور ۱۳۹۴ ثبت شده است

بسم الله الرحمن الرحیم

بعد از این همه تبلیغ، بالاخره فیلم محمد رسول الله پخش شد و به حق هم بود (تبلیغ‌ها را می‌گویم).

همان اوایل خیلی‌ها‌ به دلیل وجود عوامل خارجی در فیلم اعتراض کردند، که من کلاً با آن‌ها مخالفم.

 فلیم برداری فیلم عالی بود و به نظر من این فیلم برداری خوب مدیون یک مدیر فیلم برداری خوب یعنی ویتوریو استورارو است. که اگر نبود شاید فیلم به این کیفیت ضبط نمی‌شد.

به نظر من اوج کار ویتوریو را می‌توان در صحنه ای که دوربین به دنبال حضرت محمّد -صل اله علیه و آله- می‌رود و حضرت محمّد از سبد گل محمدی دست مادرش گل بر می‌دارد و به دنبال بچه‌ها می‌دود و از پلّه‌ها بالا می‌رود و حالا دوربین است که از حضرت محمّد جلو می‌زند و به پیش می‌رود.

اصلاً به نظر من اگر قرار باشد از کسی فقط از پشت؛ نه، بیشتر از پشت، فیلم برداری شود، دست فیلم بردار خیلی بسته است .

خلاصه از مدیریت خوب ویتوریا که بگذریم به مهارت اسکات اندرسون می‌رسیم که مسؤول صحنه‌های ویژه‌ی فیلم می‌رسیم.

که مهارت او را در همان صحنه‌ی نازل شدن ماهی و برکت، به مردم آن روستای فقر زده، که می‌خواستند قربانی به دریا بدهند دید؛ که چونه امواج دور تا دور حضرت را می‌گیرند و بالا می‌آیند.

این‌ها را گفتم که نگویند، عوامل خارجی برای چیست؟ اصلاً مهم کیفیّت فیلم است، نه ملیّت عوامل.

به نظر من یکی از تاثیر گذار‌ترین صحنه‌های فیلم؛ صحنه ای بود که لباس حضرت محمّد (ص) به یک خار گیر کرد، نه بهتر است بگوییم خار به لباس ایشان گیر کرد تا... . وحضرت محمّد بر گشتند و نخ لباس خود را کندند نه این که خار را بشکنند (با اینکه خار یک موجود زنده نیست)...

همین جا متنم را تمام می‌کنم یک مشکل برایم پیش آمده میروم به آن برسم ولی قول می‌دهم تا فردا عصر کاملش کنم. همین جا از مخاطب عذر خواهم...

  • ۱ نظر
  • ۲۰ شهریور ۹۴ ، ۱۰:۵۵
  • ۲۱۷ نمایش
  • سیدجلیل عربشاهی

محترم شو!

۰۸
شهریور

تو علم فیزیک هر عملی، عکس العملی داره؛ که معمولاً اثر عکس العمل به خود عامل ( به دلیل اصطحکاک و اینجور چیزا) کمتر از عمل و نیروی وارد شده توسط خود عامله. سختش نکنم همون قضیه‌ی انداختن توپ و کمتر بالا اومدنش...

امّا دقیقاً بر عکس این قضیه تو جامعه رخ می‌ده؛ که اگه یک کاری با طرف مقابلت کنی اون یه چیزی میذاره روش و تحویلت میده.

مثلاً همسایه تون که براتون آش نذری میاره؛ مامانت  کاسه‌ی خالی همسایه رو، که آش‌هاشو نوش جان کردی، پر شکلات می‌کنه و بر می‌گردونه؛ تازه یه نایلون سبزی هم می‌ده دستت که فرداش براشون ببری.

یا حتی اگه با مشت بکوبی به بازوی یکی از رفیقات، یه لگد تو شکمت می‌زنه! اصلاً از قدیم گفتن :«کلوخ انداز را پاداش سنگ است»

اگه بیشتر بهت بر نگردونه حداقلش اینه که کمتر جبران نمی‌کنه.

مثلاً می‌گن با هر کی هر جور صحبت کنی با‌هات همون جوری صحبت می‌کنه.

پس نتیجه میگیریم با هرکی هر جور برخورد کنی همون جوری باهات برخورد می‌شه.

خب دیگه مقدمه چینی رو کنار بذاریم و بریم سر اون ضربهِ که فکر کنم الان دیگه وقتشه.

.

.

.

صبر اوج احترام به حکمت‌های خداست.


  • ۲ نظر
  • ۰۸ شهریور ۹۴ ، ۱۹:۴۰
  • ۱۹۴ نمایش
  • سیدجلیل عربشاهی