کاه‌گل

بوی باران... نه کاه‌گل است که به باران رنگ و بو می‌دهد... و اینجا کاه‌گلِ فضایِ بارانیِ دنیاست

کاه‌گل

بوی باران... نه کاه‌گل است که به باران رنگ و بو می‌دهد... و اینجا کاه‌گلِ فضایِ بارانیِ دنیاست

۱ مطلب در ارديبهشت ۱۳۹۴ ثبت شده است

بنننننــــگ...!

۲۰
ارديبهشت
بننننـــگ...!
_ هوووی عمو کجا دَر می‌ری؟!
_ چی شد؟ ماشین شایستی بلندت داغون شد؟! هه هه هه...
_ دفعه‌ی آخرت باشه به سلطان توهین می‌کنی.
_ به این لگن می‌گی سلطان؟!
_ از برج زهر مار تو که بهتره؟ نیست که واس تو لامبورگینی...
_حداقل مال من مشکی متالیکه ضرب ببینه زیاد تو چش نیست...
_ اینم از بد بختی ماست که یه دونه سیاهش باید به مای سفید بخوره.
_ وقتی یکی داره با سرعت 200 کیلومتر میاد خودت رو بِکِش کنار جوجه!
_ چی؟! جوجه؟! الان که تو داری گریه می‌کنی و زیر پامون همه جا رو سیل برداشته!
_ بگو خسارت لگنت چنده؛ پای پلیس رو به حادثه باز نکن.
_ باز گفت لگن! از این تو جهان فقط دو تا هست که یکیش زیر پای منه؛ باز تو می‌گی لگن!
_ بگو چقد میخوای؟
_ 100 کیلو از بارت.
_ 50 کیلو خیرش روببینی.
_ مرغ من بیشتر از یک پا نداره...
_ بیا اینارو رو سقفت بار کن؛ حرومت شه؛ بلکه یک روز تو گلوت گیر کنه همش آب شه بره...
_ بوووقِ........ بوووووقِ......
_...
.
.
.
مناظره‌ی بین یک ابر کومولوس و یک ابر کومولنیمبوس به هم خورده...



  • ۳ نظر
  • ۲۰ ارديبهشت ۹۴ ، ۲۰:۵۷
  • ۱۹۸ نمایش
  • سیدجلیل عربشاهی